|
مادر آن کلید است و روشنایی مادر آن نقطه وصل بینایی مادر آن ذره چو استواری نقطه اش مانند ناهید گشت ساری مادر نه افسانه باد و نه واهی حسش پرونده ساز است و باقی مطیع خواستن باد و نگاهش گرم دامنه لطفش پاکیزه باد و نفسش گرم در مسیر گل ،گلستان می شود فرید باده به دستان را تنگی آید ،مزید آسمان جای او و زمین تنگ ترست همو باشد،بهشت زیر پایش اخگرست جان فشانی باشد همه به راه سلیل خود بیند تا که او باشد صحیح و جلیل همه رویت را جامی عنبری بیند فرستاده ز مسیر زندگی ،ساده گی چیند عشق،نوع دلدادگی را وصلی باشد میان فرزند و مادر همدلی باشد رایحه تماس آن دو ،فرشته ها خواهد چنان پاک است ،حملش تنها خدا خواهد
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۵ساعت 8:12  توسط سید حسین حسینی - حسام
|
|