|
بر سر کوی دلدادگی ذبحم کنید امید ناکسان راافزون ز فروغم کنید جار و جنجال بیهوده سلاح ضعیفان باد گر شجاعت داری در بدن ،دست گیرم کنید در بزم طریقت،صادق کوی برزن بادا وه چه زیبا مسلکی،آتش ز نهانم کنید نصیحتی ز پیر میخانه شنیدم که می گفت اندر خلوت دل،جان جانان و جانم کنید حدیث مفصل ز حکم قاضی شهر قضا پا چگونه در عرصه گذارم ،رقعه حالم کنید چو قسمتم ز این جهان تو باشی یا دگران چه سود باشد آخرش ،بی اندیشه رهایم کنید زدار حسودان وز مسکن بخیلان فرو مایه عزم سودای تو نباشد رفیقا، آزادم کنید همین بس که رویای خوبی و سازگار با دوست به پیمانه می نریز چو رندانه ،جوابم کنید بی حضور حقیقت ، خواهی پیامی صادر کنی؟ مراد تو چه هست؟زمانه را هزینه آفاقم کنید
+ نوشته شده در دوشنبه نهم مهر ۱۴۰۳ساعت 10:28  توسط سید حسین حسینی - حسام
|
|