|
ز زلف شعر تا به کجا رهینم کردی جاده های پر پیچ و خم زمانه نصیبم کردی دل سوخته زین ره چه سودی دارد ورنه چرا زلف طاووس نسخه آخرینم کردی چیست ناقه افتاده در حریم رسوایی مگر حکم عاشقی ست که آتش به جانم کردی باد صبا مه زرین خود را در مقام دوست کعبه آمالم ،خاک فردوس سرمه کنانم کردی مشک ختن جایزه ایست چو الگوی دل آرایی عندلیب ست که بپرسد چرا،بلبل آوازم کردی زلف یار گره آسمان و زمینم باشد ز کمند صبح ازل پاسخی به نگارم کردی خسرو شیرین سخن مانده ز دولت یار بر قافله تجلی سوار و غمزه به یارم کردی نازنین رفتار مطرب دل در بازی روح و جان چراغ هدایت برشمریدش ،هستی به جانم کردی به کهکشان آرزو و امیال که در آیی،بینی ماه ، درخشنده گشت،در کمال،جهانم کردی عهد دیرینه خواهم بست در دادگه دادار مرنجان حسام را ، بر انجمن پیر مغان دلبرم کردی
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۳ساعت 8:49  توسط سید حسین حسینی - حسام
|
|