خانه امن من از اولم تنهایی بود

عشق شبهای تار منم تنهایی بود

به آسمان رسیدم با ندای دل در تنهایی

زیرو زبر داستان جدایی هم تنهایی بود

عزم سر کوی یار سرودم با خویشتن

چراغ هدایت ، نثار خاک رهم تنهایی بود

باده نشین سر بیشه هر چه که اوست

زلف تو بینم یا رب ، نقش و نگارم تنهایی بود

با خرقه نشینم لب بام ،جفتی یاد تو کردیم

بر مدار مروت ، ارباب طریقتم تنهایی بود

جفا باشد همی نام برم از کسان دگر

بیداد کند دل گر بمیرد وفایم، تنهایی بود

در آستان حرم امن تو می چرخم پروانه وار

حق بیانگر نور است که لطافتم تنهایی بود

حریم دل را دیواری بساختم از باید ها و نبایدها

سخت باشد ،کام گیری ، چو عشقم تنهایی بود

مرادم دلارایی خویشتن بر خویش بود

چرا که گل اولش غنچه در وجه تنهایی بود

به پاس گیتی پر از رمز و راز آفریده خداوندگار

حکم خاص است بر یزدان بودنش تنهایی بود

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد ۱۴۰۳ساعت 9:10  توسط سید حسین حسینی - حسام  |