|
در پس پرده نماند زین پس حکمی برایم این آهنگ ندرید سودای رفته ز خیالم
مبنای هر گوهری شایستگی دل دریدن بود رخ سیمای تو داستان خوش پرستیدن بود
ز دولت یار جاودانه گشتم چو خونابه عشق دیرینه نشاید دگر بار ، منم آستانه عشق
چرخ گردون و تخت پادشهی صلابتی نخواهد چو افسانه باشد این قیل و قال،معنایی نخواهد
معنای سخن و معنای نگاه، مرکب استواری نیست علم لدنی خواهد و نیت حق ،اینکه لعبتی نیست
ناز و کرشمه ، نگار حلقه وصل نشاید هرگز باغبانا سیل خروشان، جفا گر نباشد هرگز
سخن اندر خلوت دل ، غمگساری ام بود جانا بشنو ، خوف ز صلاح آخرینم بود
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان ۱۴۰۲ساعت 12:55  توسط سید حسین حسینی - حسام
|
|