ای که د ر دایره حضرت حق نشانی داری

حس قدسیان را نقطه پرگاری داری

با صاحب لطف سرو خرامان نگارم بود

اکسیر ، بندگی ست دلا ، نام دلبری داری

بوسیدم سحرگاهان همای رحمت حق را

جامه عبادت بود زاهد ، چرا مستوری داری

شاهانه بسرود که نقابت برد مژگان را

نور طهارت را دوست ، ره به خراباتی داری

شهره کوی و برزن نخواست باشد سالک

چو این باشد دوست ، الحق، ملامتی داری

خرمن شکر شمه ای زانوار حضرتش باشد

طریقت می طلبد، انسان ، که هشیاری داری

نصیحتم بشنو ای یار دیرینه رفتار

حسام برنده به عشق بود که جلالتی داری

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی ۱۴۰۱ساعت 10:28  توسط سید حسین حسینی - حسام  |