|
ز آغوش مهر الله ، جهانیان حیاتی گرفت بهار زد و گوهر زمین نوایی گرفت
هم همه بود ز میان گیتی ، غوغا روان سبزه و چرخش فلک ، یکسان پیامی گرفت
آهنگ نظم ، کائنات را خلق عجایب کند طالعت چه باشد تا که ز آشیان یاری گرفت
خلق و مجموع جانداران حس ارغوانی می دانند در بزم آنان بیاندیش ، وه چه مینایی گرفت
مجال ندهد عمر ، چه سود پلشتی رفتار بهار به تنهایی ز عالم بالا جامی گرفت
بیا بهاری شویم تا قدح خود نزد خالق بریم خوب بیاندیش که چگونه پیمبر ص معراجی گرفت
گر خود خواهی پنجره دلبری را،بهارش کجاست؟ عند ربهم یرزقونی عشق است که پاداشی گرفت
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم فروردین ۱۴۰۱ساعت 12:6  توسط سید حسین حسینی - حسام
|
|